الشيخ المنتظري

489

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

را عوض كن و افراد فاسد همچون مروان را از اطراف خود كنار بزن ، عثمان روى منبر رفت و گفت من توبه كرده ام و مشى خود را عوض مى كنم ، قول مى داد اما باز تخلّف مى كرد ، به حدّى اوضاع بد شد كه ديگر قابل دفاع نبود ; در اوايل حضرت از قتل او نهى مى كرد ، ولى وقتى كه ديگر قابل دفاع نبود حضرت بى طرف شد . ( 1 ) حضرت مى فرمايد : در ارتباط با قتل عثمان من بى طرف بودم ، آنهايى هم كه عثمان را رها كردند مسلمانان پاك و مؤمن بودند ، و آنهايى كه او را يارى مى كردند افرادى فاسد بودند ، امثال مروان و عبدالله بن سعد ، بدين جهت كار عثمان به جايى رسيد كه آدمهاى خوب نمى توانستند از او دفاع كنند ، چرا كه ديگر قابل دفاع نبود . استبداد عثمان و ناشكيبايى مردم « وَأَنَا جَامِعٌ لَكُمْ أَمْرَهُ : اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الاَْثَرَةَ ، وَجَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَلِلّهِ حُكْمٌ وَاقِعٌ فِى الْمُسْتَأْثِرِ وَالْجَازِعِ » ( و من جمع مى كنم حكومت عثمان را در يك كلام ، استبداد و ديكتاتورى نمود و بدگونه ديكتاتورى كرد ، و شما مردم هم ناراحت شديد و بى صبرى كرديد ، و بد بى صبرى كرديد ، و از براى خدا حكمى است كه واقع خواهد شد در مورد آن كس كه ديكتاتورى كرد - عثمان - و آن كس كه بر او قيام كرد و يورش برد . ) حضرت مى فرمايد : آنچه باعث قتل عثمان شد ديكتاتورى و استبداد او بود . انسان هرچه مقامش بالا باشد ، بايد در مسائل با ديگران مشورت كند ، پيغمبراكرم با اين كه عقل كل است خداوند به او مى فرمايد : ( و شاورهم فى الامر ) ( 2 ) اى پيغمبر با مردم مشورت كن . مشورت به معناى شخصيت دادن به افراد است ، وقتى به افراد شخصيت داده شد آنها براى كار كردنِ بيشتر شوق پيدا مى كنند ، و آنها هم متقابلا

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 198 ; و ج 2 ، ص 129 ; و منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 33 بخشى از كارهاى عثمان و علّت قتل او را نوشته اند . 2 - سوره آل عمران ، آيه 159